-
فرهنگ خفن فارسی! الف تا ز
0
77 بازدید January 23rd, 2009مطالب متنوعالف
آخرشه : نهایتشه
آشغال کله : احمق
آشغالانس : ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند
آمار دادن : نخ دادن – توجه کی را جلب کرن
مترادفها : نخ دادن ،راه دادن
آش و لاش : آسمون جل
آویزون : کسی که مرتبا کنه میشود و بدون دعوت همه جا میرود
اخ کردن: پول رو سریع دادن
انده : نهایته
اسکل: کسی که از همه دنییا بی خبر است
مترادفها:اوشگول- وسکل – شاسگول
اسم فعال: اسگلان تپه
اسدالله خان : تریاکی خفن
اصغر آرنولد اینا (اکبر-محمد… آرنولد اینا): کسی که زیبای اندام کار میکند ولی جواد است
ارازل: بستگی به مکان کلمه در گفتار دارد ولی معمولا به معنی نوچهء لاتها
اق زدن: حال بهم خوردن
الاغ تور:الاغ
ان چوچک:آدم عوضیب
باحال: خوش آیند
بار کردن : تیکه انداختن – فحش دادن
ببند گاله رو : خفه شو
ببو: انسان ساده لوح
بچه کونی: کسی که خیلی پر رو است
بخواب(بخواب معامله – بخواب لاحاف سرد شد): خفه شو
بروبچ: بچه ها-رفقا
بیریف: درست – ردیف
بکیر: خفه شو
بگوز : به کسی که حرف مفت میزند ، مثال : بگوز، بازار مسگراست : حرف مفت میزنی هیچ کس هم نمیفهمه
به تخمم: برام مهم نیست
به یه ورم : همون ”” به تخمم”” میشه
بینیم با: برو بابا
بیشین با (بیشین بینیم با) :خفه شو باباپ
پارازیت : حرف بد موقع
پا دادن : قبول کردن پیشنهاد -آمار دادن
پاشنه ها رو بالا بدن: لباس خود را مرتب کرن
پایه ای؟ : حاضری؟
پیچ: دودرهت
تابلو : واضح و مبرهن
تابل: تابلو
تادخ: ناجور – بد مدل
تاقال:کرمو
تخمی : بد-ناخوشایند
ترکوندن : ١. تجاوز کردن ٢.حال کردن ٣.خوردن اکستسی و به مهمانی رفتن.
ترکمون : آدم ضایع
تریپ : (تیریپ) مدل- برنامه- قیافه
تگری زدن : بالا آوردن بعد از الکل یا سیگاری
تو باغ نبودن : در جریان نبودن-حواس پرت بودن
تو پیت نمیگوزم : کاهگل لقد نمیکنم
تو نخ چیزی بودن : تو فکر چیزی بودن
تو راه گوز کسی زدن : به او ضد حال زدن
تو کار چیزیودن : دنبال چیزی گشتن
توکار کسی بودن : وقتی یه نفر سعی میکنه مخ کسی و بزنه میگن تو کارشه
تو کف چیزی بودن : تعجب از چیزی کردن
تو کف کسی بودن : وقتی یه نفر از یکی دیگه خیلی خوشش میاد میگن تو کفشه
ته : نهایت
تیکه اندختن : متلک انداختنث
ج
جواد: بی کلاس
جک جواد: اسم جمع واسم فعال جواد
جیگر: تیکه،دختر یا پسری که از لحاظ جنسی جذاب است.
مترادفها: خش گوشت- مامان
جوهر : با ارزش، نابچ
چاقال : کسی که قابل دعوا نیست
چکل : دافح
حاجیت : اشاره به شخصی که از این کلمه استفاده میکندخ
خار کردن : شرمنده کردن
خبر ده ده : خبری نیست
خز : جواد
خفن : به معنی بزرگ- زیاد- مهیبد
داف : دختره خشگل
داف بازی : دختر بازی
دافی : دوست دختر
داغ شدن : عصبانی شدن
در داف : دخترها
در دیزی بازه : وقت واسه دزدی مناسبه
دمبه : کسی که خیلی تنبل است
دمبل کسک : وقتی کسی وسط رقص کار ضایع بکند
دمت قیژ : دمت گرم
دمت (ش ،م،…)گرم : دستت(ش،م،…) درد نکنکه
دم کسی را دیدن : حق حساب را دادن.
دودره
دودر) به معنای دک کردن(معنی این کلمه در متن مشخص میشود)
دهن کسی کف کرد: از حرف زدن خسته شدز
زاقارت : ضایع-سه
زارت : (زرت) ١. زرشک ٢.به سرعت(زارتی زد تو گوشم)
زارت غمسون شدن : ازبین رفتن- حالگیری شدن
زپرشک : زرشک
زرید : زر زد- حرف مفت زد



(4.60 out of 5)
نظرات کاربران