SMSJOKEFARSI.COM

SMS|Joke| Payamak va jok | اس ام اس و جوک فارسی – پیامک فارسی- جوکهای خنده دار – جوک – طنز و لطیفه – عکس -عکسهای جالب و خنده دار
  • scissors
    47 بازدید December 4th, 2009adminشعر

    nzoqbh9wimijolsgfbig گریــــه کن عزیزم

    مشاهده ادامه مطالب »

  • scissors
    46 بازدید January 28th, 2009adminشعر

    تنم از حادثه خسته دلم از غصه شکسته
    يه مسافر غريبم راهيه يک راه دورم
    ناجيه شکسته بالم که تويي،تنها نشستي
    اي که واسه خاطر من دل مردمو شکستي
    پر بغض و گريه بودم تو رسيدي تا بخندم
    واسه پيدا کردن تو دل به جاده ها مي بندم
    راهيه يه کوله راهم کوله بار عشق و بستم
    ديگه از خودم بريدم ديگه از آيينه خستم
    تويي کعبه ي وجودم دور چشمه ي تو گشتم
    نکن از دلم گلايه بايد از تو مي گذشتم
    مي خوام اين عشق قشنگو از نگاهت پس بگيرم
    نمي خوام مثل پرنده توي يک قفس بميرم
    اي نگاه آبيه ناز کاش تو مهربون نبودي
    ميون اين همه آدم تو يه همزبون نبودي
    لحظه ي گذشتن از تو آخرين لحظه ي ديدار
    واسه تو از تو گذشتم همينو مي گن يه ايثار

  • scissors
    57 بازدید January 22nd, 2009adminشعر

    دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…

     

    دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

     

    دلم برای کسی تنگ است ه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…

     

    دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

    مشاهده ادامه مطالب »

  • scissors
    589 بازدید April 27th, 2008saminشعر

    normal 2yx4ydz شعر عاشقانه سری1

    مشاهده ادامه مطالب »

  • scissors
    60 بازدید April 1st, 2008adminشعر

    نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
    ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
    گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
    گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
    گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
    گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
    گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
    گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
    گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
    گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
    گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
    گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
    گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
    گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
    گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
    گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
    گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
    گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
    گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
    گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
    گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
    گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
    گفتم : بگو زساقي ‚حالا شده چه كاره؟
    گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
    گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
    گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
    گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
    گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
    گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
    گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
    گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
    گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
    گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
    گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
    گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
    گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
    گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
    گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
    گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
    گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
    گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
    گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
    گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
    گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
    گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
    گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
    گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
    گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي!!!



  • scissors
    71 بازدید March 14th, 2008adminشعر

    امروز روز ما شدن است و فردا روز تنها شدن
    امروز روز پروانه شدن است و فردا
    روز سوخته شدن

    امروز روز خاطره شدن است و فردا روز فراموش شدن

    امروز روز فدا شدن است و فردا روز فنا شدن

    امروز روز بهار شدن است و
    فردا روز پاییز شدن

    امروز روز خواب شدن است و فردا روز خراب شدن

    امروز روز منتظر شدن است و فردا روز خسته شدن

    امروز روز قصه شدن است و
    فردا روز غصه شدن
    امروز روز بیست شدن است و فردا روز نیست شدن

    امروز روز مرد شدن است و فردا روز نامرد شدن

    امروز روز آشنا شدن است و
    فردا روز غریبه شدن

    امروز روز داد شدن است و فردا روز بیداد شدن

    امروز روز ترانه شدن است و فردا روز مرثیه شدن

    امروز روز همنفس شدن است
    و فردا روز در قفس شدن
    امروز روز اول شدن است و فردا روز آخر شدن

    امروز روز گل شدن است و فردا روز خار شدن

    امروز روز عاشق شدن است و
    فردا روز بیزار شدن

  • scissors
    63 بازدید March 13th, 2008adminشعر

    دیگر نمانده هیچ بجز وحشت سکوت
    دیگر نمانده هیچ بجز آرزوی مرگ
    خشم است و انتقام فرو مانده در نگاه
    جسم است و جان کوفته در جستجوی جان
    تنها شدم، گریختم از خود، گریختم
    تا شاید این گریختنم زندگی دهد
    تنها شدم که این مرگ اگر همتی کند
    شاید مرا رهایی ازین بندگی دهد
    تنها شدم که هیچ نپرسم نشان کس
    تنها شدم که هیچ نگیرم سراغ خویش
    دردا که این عجوزه جادوگر حیات
    بار دیگر مرا فریفت با چراغ خویش
    اکنون شب است و مرگ فرا راه من هنوز
    آنگونه مانده است که نتوانمش شناخت
    اکنون منم گریخته از بند زندگی
    با زندگی چگونه توانم دوباره ساخت؟